<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>سینما گلخانه</title>
<link>http://30namagolkhane.blogfa.com/</link>
<description>داستان فیلم</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 24 Aug 2008 15:35:49 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>فعلا اونورم</title>
<link>http://30namagolkhane.blogfa.com/post-25.aspx</link>
<description>سلام به همه ی دوستان عزیز من چند روزی است که سیستم بلاگ اسکای کار میکنم موضوع وبلاگم اونجا فرق داره بیشتر هم اونورم به علت حال نکردن با بلاگفا فعلا اینور نمیام اگه دوست داشتید اونجا رو هم ببینید اگه دوست داشتید خبرم کنید تا لینکتون کنممممممم

آدرس اونور:

www.4ever.blogsky.com</description>
<pubDate>Sun, 24 Aug 2008 15:35:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=30namagolkhane&amp;postid=25</comments>
<dc:creator>30namagolkhane</dc:creator>
<guid>http://30namagolkhane.blogfa.com/post-25.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>the game plan</title>
<link>http://30namagolkhane.blogfa.com/post-24.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;the game plan movie&quot; hspace=0 src=&quot;http://z.about.com/d/movies/1/0/6/b/P/thegameplanposter.jpg&quot; border=2&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;the game plan movie&quot; hspace=0 src=&quot;http://graphics.boston.com/resize/bonzai-fba/Globe_Photo/2007/09/27/1190937884_7918/410w.jpg&quot; border=2&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;the game plan movie&quot; hspace=0 src=&quot;http://z.about.com/d/movies/1/0/1/s/P/thegameplanpubb.jpg&quot; border=2&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فیلمی که امروز میخوام براتون بزارم یه فیلم احساسی هستش این فیلم رو خیلی دوستش دارم برای اینکه میتونه نظر خیلی از آدمها رو نسبت به زندگی عوض کنه،با خوندن داستان فیلم خودتون متوجه میشید که چقدر قشنگه!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جو قهرمان بازی فوتبال آمریکایی هستش و همیشه بازی هایی رو که انجام میده به نحو احسن میبره تا اینکه یه روز یه دختر کوچولوی هشت ساله در خونه اش رو میزنه و بهش میگه که دخترش هست اون باور نمیکنه ولی با دلایل و اسنادی دختر از مادرش سارا می آورد جو قبول میکند که اون دخترش هست ولی ظاهرا اون نمیخواد به خودش بقبولونه که این دخترش هست و فقط به اون جای زندگی داده در روزهای اول این دختر کوچولو برای جو مشکلاتی می آفریند و اون رو خیلی عصبانی میکند و جو هم با اون خیلی بد رفتاری میکنه و اون رو از رفتن به بعضی جاهای خونه مثل آشپزخونه منع میکنه و خلاصه خیلی اذیتش میکنه و دختر هم براش توضیح میده که مادرش به آفریقا رفته و تا یک ماه دیگه میاد و نامه ای از مادرش به جو با همین محتویات میده ، یک شب هم جو دختر کوچولو که اسمش پیتون هست رو دعوا میکنه و دختر هم باهاش قهر میکنه ولی جو با منت کشی باهاش آشتی میکنه و خیلی داستان های جالب و قشنگی بین این پدر و دختر رخ میدهد ، جو اون رو تو کلاس رقص باله ثبت نام میکند آخه بهترین علاقه ی پیتون به رقص باله هستش و توی این کار استعداد خاصی داره ولی پدرش جو این رقص که یه جورایی ورزش هست رو اصلا به عنوان ورزش قبول نداره،تا اینکه مربی پیتون از جو میخواد که با اونا تمرین کنه چون نیاز به یک آدم درشت هیکل در اجراشون دارن،جو با کلی خواهش و تمنای مربی قبول میکنه که با اونا تمرین کنه در آخرین روزهای این ماه پیتون که به مغز بادام حساسیت داره سهوا مغز بادام میخوره و جو اون را تا بیمارستان می برد البته می دود،و اونجاست که جو می فهمد که چقدر به این دختر عادت کرده و دوستش دارد،تصمیم میگیرد که اون رو پیش خودش نگه دارد ولی خاله ی پیتون به بیمارستان میاد و حال پیتون را از پدر می پرسد ولی پیتون قبلا به پدرش گفته بود که خاله اش مرده به خاطر اینکه فکر میکرد اگه به جو بگوید خاله اش زنده است اون رو به پیش خاله اش می برد،جو نشانی های زنش سارا را از خاله کارن میپرسد و کارن براش توضیح میده که شش ماه پیش سارا در تصادفی فوت کرده . اصلا به آفریقا نرفته.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خاله سعی میکند جو را راضی کند تا پیتون را به خانه ی خودش ببرد ولی جو راضی نمی شود ، تا اینکه مجبور میشن از خود پیتون بپرسند که دوست دارد با کی زندگی کند و پیتون هم خاله کارن را انتخاب می کند.جو که حسابی حالش خراب است و همش به فکر پیتون دختر کوچولویش هست فردا هم مسابقه فینال را در پیش رو دارد تو بازی جو خیلی کار را خراب میکند و مجبور می شود که تعویض گردد در این حین که تو رخت کن استراحت میکند پیتون و خاله کارن میان و پیتون بهش میگه که میخواد با اون یعنی جو زندگی کنه و در اینجا جو به زمین باز میگردد و بازی را میبرد و قهرمان میشن.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من تو بعضی از صحنه های فیلم واقعا از ته دل گریه کردم آخه پیتون خیلی عقلانی تصمیم می گرفت و پدرش را که 8 سال تنهایش گذاشته بود شرمنده می کرد،پیتون زمانی که تو بیمارستان بود تمام اعضای تیم رو که در تمرینات پدرش با اونا دوست شده بود رو در اتاقش میبیند.واقعا هر کی با اون آشنا می شد دوست نداشت که تنهاش بذاره چون تو هر دلی نفوذ میکرد و شاید هم تمام کسانی که این فیلم رو دیده اند به خاطر همین است که اون رو یه فرشته می دانند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 16 Aug 2008 11:20:00 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=30namagolkhane&amp;postid=24</comments>
<dc:creator>30namagolkhane</dc:creator>
<guid>http://30namagolkhane.blogfa.com/post-24.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>wildernessسرزمين غير مسکوني</title>
<link>http://30namagolkhane.blogfa.com/post-23.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;فیلم سینمایی سرزمینغیر مسکونی wilderness&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.momentumpictures.co.uk/assets/stills/wilderness_3.jpg&quot; border=2&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اسم این فیلم &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;wilderness&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; میباشد که یعنی سرزیمینی که در آنجا زندگی وجود ندارد،این فیلم زیبا که تعداد بازیگرهاش خیلی کم هستند من رو که تا آخر نشوند پای فیلم اصلا&quot; معلوم نبود که آخرش چی میشه؟ولی من فکر میکردم پایان خوبی نداره!ولی... خوب بذار تعریف کنم خودت میفهمی آخرش چی میشه!!!&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;داستان از توی یه کانون نگهداری جوانان بذهکار شروع میشه،اونجا یه نفر جدید به یه اتاقی وارد میشه که اسمش کالوم هستش و متوجه میشه که یکی از افراد کانون که توی اون اتاق هستش توسط بقیه ی اعضا مورد اذیّت و آزار قرار میگیره و همه مسخره اش میکنن،فردا صبح کالوم متوجه میشه که اون پسر که اسمش &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;davie&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; هست خودکشی کرده و رگ مچش را بریده است،رییس کانون به مسوول اونجا دستور میده که همه ی جوون ها رو به جزیره ای ببرن تا بتونن که خود سازی کنن و زندگی در شرایط سخت را تجربه کنن و قدر عافیت رو بدانند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;با ورود اونا به جزیره به همراه مسوول داستان اصلی فیلم شروع میشه و اونها متوجه میشن که یه گروه از دختر ها هم اونجا هستند و اونها سه نفر هستند ولی پسرها زیادتر هستند،مسوول گروه دختر ها با مسوول گروه پسرها صحبت میکنن که اونا تو شمال روخانه باشن و اینا تو جنوب رودخانه تا اینکه مزاحم همدیگه نباشن،دو تا از پسرها یه جنگل بان رو میبینن و اون رو میکشن و از این جا به بعد برای اونا همش مشکلاتی پیش می آید یکی از اون پسرها وقتی که رفته بود آب بیاره به قتل میرسه و دستش رو که کنده شده بود رو تو&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;رودخانه میبینن،مسوول ها تصمیمی میگیرن که برن و قایق رو درست کنن تا به خشکی برگردن ولی مسوول گروه پسر ها جلوی چشم همه مورد حمله قرار میگیره جوری هیچکس را اونا نمی دیدند ولی مسوولشون سه تا تیر خورد و 4 تا سگ بهش حمله کردند و تیکه تیکه اش کردند و سگ ها به دنبال مسوول گروه دخترها رفت و اون رو هم کشت،در این بین یه پسر عاشق یکی از این دختر ها شده بود،به همین منوال پیش میرفت ولی کالوم که به نظر نترس تر از بقیه بود فرماندهی رو به عهده گرفته بود و همه از وی اطاعت میکردند.اونا خانه ای را در جنگل پیدا میکنند ولی اونجا هم مورد حمله شخص نا شناس قرار میگیره تا اینجای فیلم هیچکس نمیدونه که چه کسی به اونا حمله میکنه و قصد کشت داره تا اینکه یکی از پسر ها میگه فکر کنم اون پدر &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;davie&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; هستش و میخواهد انتقام پسرش را از ما بگیرد و دائم به همه میگوید که تو میمیری آخه این پسره که الان گفتم دوست خوب &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;davie &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;بود و از مرگش خیلی متاثر شده بود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;پدر &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;davie &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;که به صورتی خود را با برگ پوشانده بود که کسی نمیتونست تشخیص بده اون انسان هست یا حیوان قصد داشت همه را به جز دوست پسرش بکشد نمیخواست بگذارد که آنها از جزیره بیرون بروند،ولی پسرها و دختر ها که حالا روی هم 5 تا میشدند البته به غیر دوست صمیمی &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;davie&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; ، دنبال قایق بودند و قایق را پیدا کردند که شلنگ بنزینش پاره شده بود که در این زمان توسط تیر آتشی پدر قایق غرق در آتش شد و سوخت در درگیری بین پسرها هم یکی دیگه کشته شد و اون دختر هم عشق این پسر بود در تله افتاد و زنده زنده در آتش سوخت فقط کالوم و یکی از دختر ها و دوست صمیمی &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;davie &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;موندن،دوست صمیمی &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;davie &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;هم برای اون دختر باقی مونده توضیح داد که من به پدر اون گفتم که ما میاییم اینجا بهش گفتم بیاد تا انتقام &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;davie &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;از بچه ها بگیره در این لحظه خود او هم از پرتگاه سر میخورد و میافتد و جانش رو از دست مدهد.کالوم هم در درگیری با پدر &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;davie &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;بهش چاقو زد و اون رو از پا درآورد و کشت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;و در آخر کالوم به همراه یکی از دختر ها از جزیره جان سالم به در بردند و رفتند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;من فکر میکردم در آخر همه در جزیره کشته میشن و وقتی پدر &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;davie &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;به خشکی باز میگشت پلیس میومد اونجا و پلیس موضوع رو میفهمید و پدر &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;davie &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;رو مجازات میکرد یه جورایی نوشدارو بعد از مرگ سهراب میشد ولی پایانش قشنگ بود اونطوری من حدس میزدم نشد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بازیگران در نقش:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=ltr style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: ltr; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;Jed : Sean Pertwee&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=ltr style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: ltr; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;Louise : Alex Reid&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=ltr style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: ltr; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;Callum : Toby Kebbell&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=ltr style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: ltr; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;Steve : Stephen Wight&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=ltr style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: ltr; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;Lewis : Lunke Neal &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=ltr style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: ltr; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;Lindsay : Ben McKay&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=ltr style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: ltr; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;Mandy : Lenora crichlow &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=ltr style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: ltr; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;Jo : karly greene&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=ltr style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: ltr; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;Blue : Adam Deacon &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=ltr style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: ltr; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;Jethro : Richie Campbell&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=ltr style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: ltr; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = st1 ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:smarttags&quot; /&gt;&lt;st1:place w:st=&quot;on&quot;&gt;&lt;st1:City w:st=&quot;on&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;Davie&lt;/SPAN&gt;&lt;/st1:City&gt;&lt;/st1:place&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&apos;s father : Stephen don&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=ltr style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: ltr; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;st1:place w:st=&quot;on&quot;&gt;&lt;st1:City w:st=&quot;on&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;Davie&lt;/SPAN&gt;&lt;/st1:City&gt;&lt;/st1:place&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; : John Travers &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=ltr style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: ltr; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;Governer : George shane&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=ltr style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: ltr; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;Boat&apos;s captain : Gorden fulton&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=ltr style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: ltr; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT size=2&gt;Counseller john : joe rea&lt;/FONT&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 12 Aug 2008 11:27:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=30namagolkhane&amp;postid=23</comments>
<dc:creator>30namagolkhane</dc:creator>
<guid>http://30namagolkhane.blogfa.com/post-23.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>DOA</title>
<link>http://30namagolkhane.blogfa.com/post-22.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;فیلم سینمایی doa&quot; hspace=0 src=&quot;http://z.about.com/d/movies/1/0/j/V/P/doaposter.jpg&quot; border=2&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;فیلمی سینمایی &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;DOA&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; که اسمش معنی فارسی نداره راجع به مبارزات افراد در یک محل مخصوص می باشد،توی این فیلم افراد مختلف از سراسر دنیا به منطقه ای به نام &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;DOA&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در چین دعوت میشن تا بتونن اون جا مبارزه کنن و جایزه ی 10میلیون دلاری رو برای خودشون کنن ولی در راه که هواپیما داره به&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;DOA &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;میره همه ی افراد را با چتر به پایین پرت میکنن تا خودشون به &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;DOA &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;بیان بعد از اینکه همه میرسن و انجام آزمایش روی افراد مسابقات شروع میشه و جالب اینجاست زنها با اینکه بدن ضعیف تری نسبت به مرد ها دارن ولی بهتر مبارزه میکنن و در نیمه نهایی که 4 نفر برای مبارزه باقی میمونن 3 تا زن هست و 1 مرد یکی از زنها برای پیدا کردن برادرش اومده آخه برادرش سال قبل توی همین مسابقات مرده بود ولی اون باور نمیکرد که برادرش مرده و جنازه ی اون رو میخواست،ولی همه میگفتن که جنازه از بالا &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;DOA &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;به دریا افتاده و نتونستن که جنازه رو پیدا کنن،رییس &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;DOA &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;که آدم بدی هست و شریک خود را کشته تصمیم میگیرد که این 4 نفر را بکشد چون در مقابل این افراد نمیتوانست مبارزه کند ولی با داستان هایی که اتّفاق میوفته این چهار نفر آزاد میشن برادر اون دختره هم پیدا میشه و معلوم میشه که تو دست رییس&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;DOA&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; اسیر بوده و نمرده بوده.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;چیزی که راجع به این فیلم میتونم بگم اینه که فقط با دیدنش میتونید منظور کارگردان &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;Cory Youen&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; رو بفهمید و داستان این فیلم هم توسط &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;J.F.Lawton&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; نوشته شده که داستانش جالبه.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 10 Aug 2008 10:37:10 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=30namagolkhane&amp;postid=22</comments>
<dc:creator>30namagolkhane</dc:creator>
<guid>http://30namagolkhane.blogfa.com/post-22.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>8 میلیمتری 8mm</title>
<link>http://30namagolkhane.blogfa.com/post-21.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;امروز دوباره یه فیلم نه چندان جدید رو انتخاب کردم! ولی ارزش این فیلم خیلی بالاست به خاطر فیلنامه ی قشنگی که داره&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;و همچنین بازیگر فوق العاده اش نیکلاس کیج (&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;(nicolas cage&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; وهمین باعث میشه با وجود اینکه این فیلم طولانی را تا آخر ببینید.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;داستان از جایی شروع میشه که پیرمدی میمیره که خیلی پولدار بوده&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;و خانواده اش وقتی گاوصندوق را باز میکنن میبینن یه فیلم تو صندوق هست وقتی نگاه میکنن متوجّه میشن یه فیلم اسنافه؛فیلم اسناف فیلمی است که تو اون یه نفر رو بعد از شگنجه ی جنسی به قتل میرسانند ولی این فیلم ها معمولا&quot; واقعی نیستند و کسی کشته نمیشود،ولی تو این فیلم دختری واقعا&quot; با چاقو تیکه تیکه میشود. خانوادهی پولدار هم نیکلاس کیج رو بعنوان کارآگاه خصوصی استخدام میکنن که در این مورد تحقیق کند که آیا این دختر کشته شده یا نه؟ اون هم تمام سر نخ های موجود را جمع میکند،تا اینکه با خانواده ی دختره آشنا میشه، وکیل پیرمرد که با اون آدم های فیلم ساز دستش تو یه کاسه بوده بهش میگه که نباید تا این حد پیش میومدی و براش توضیح میده که فکر نمیکرده که این قدر تو کارش قوی باشه،توی این فیلم نیکلاس به مشکلاتی با خانوداه اش سر این پرونده بر میخوره چون فیلم ساز ها بهش میگن که خانواده ات را اذّیت میکنیم،ولی نتونستن این کار رو بکنن.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;نیکلاس زمانی که میفهمه پیرمرد برای کشتن این دختر تو فیلم یک میلیون دلار به وکیلش پول داده زنگ میزنه به زن پیرمرد داستاتن رو توضیح میده،وقتی هم که فیلم سازها میفهمن که وکیل پیرمرد کلّ پول را به آنها نداده از او شاکی میشن و وکیل رییس فیلم سازها رو میکشه!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;نیکلاس در اینجایفیلم به خانه یپیرمرد میره تا با زنش رو در رو صحبت کنه ولی بهش میگن اون خود کشی کرده!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;دیگه از این به بعد نیکلاس تصمیم به انتقام جویی دختر از سه نفر فیلمساز میکنه یکیشون که تو درگیری با وکیل مرده بود البته اصلی هم همون بود و دوتای دیگه رو با بدترین وضعیت به قتل رسوند!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;و در آخر فیلم مادر اون دختر که تو فیلم مرده بود به نیکلاس نامه ای مینویسه و از اون تشکّر میکنه&lt;/FONT&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 09 Aug 2008 11:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=30namagolkhane&amp;postid=21</comments>
<dc:creator>30namagolkhane</dc:creator>
<guid>http://30namagolkhane.blogfa.com/post-21.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>pretty woman(زن زیبا)</title>
<link>http://30namagolkhane.blogfa.com/post-20.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;فیلم سینمایی زن زیبا (pretty woman)&quot; hspace=0 src=&quot;http://l.yimg.com/img.movies.yahoo.com/ymv/us/img/hv/photo/movie_pix/touchstone_pictures/pretty_woman/_group_photos/julia_roberts4.jpg&quot; border=2&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;فیلم سینمایی زن زیبا(pretty woman)&quot; hspace=0 src=&quot;http://l.yimg.com/img.movies.yahoo.com/ymv/us/img/hv/photo/movie_pix/touchstone_pictures/pretty_woman/richard_gere/prettywoman1.jpg&quot; border=2&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;درسته قدیمیه ولی قشنگه!!&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;فیلم زن زیبا که امروز میخوام اینجا بزارم رو بازیگر معروف هالیوود جولیا روبرتس (&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;(julia Roberts&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;باز کرده نقش اوّل فیلم هم خود جولیا می باشد که تو فیلم اسمش ویویان است،داستان از زمانی شروع میشه که یه آقایی به اسم ادوارد لوییس دنبال یه آدرس تو بلوار هالییود میگشته تا اینکه به یه فاحشه بر میخوره که بهش میگه برای دادن آدرس 5 دلار میگیره،ادوارد هم راضی نمیشه که پول رو بده ولی بعدش &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;به 20دلار هم راضی میشه چون میخواست اون خانم رو سوار کنه این خانم که همون جولیاست به این طریق وارد زندگی ادوارد میشه و ادوارد با اون مثله یک فاحشه رفتار نمیکنه و بهش یاد میده که چه جوری لباس بپوشه و مثله زنهای اشرافی زندگی کنه ،آخه ادوارد هم از اون مایه دار های حسابی خلاصه که ادوارد عاشق این خانم زیبا میشه و بعد از سه روز که با هم زندگی میکنند ویویان وسایلش رو جمع میکنه که بره ولی ادوارد که عاشق شده ازش میخواد که باهاش بمونه و با هم ازدواج کنند ولی ویویان قبول نمیکنه،ادوارد هم که کارش خریدن کارخانه های ورشکسته هستش ،اون کارخانه های ورشکسته رو میخره و تیکه تیکه اش میکنه و به فروش میرسونه که سود حاصل از این کار براش زیاده ولی با این وجود به شغلش زیاد علاقه مند نیست و تو ذهنش راه چاره ای رو می اندیشه،تو زمانی که ویویان از پیشش میره اون هم یه شرکتی رو قرار بوده با همون شیوه بخره رو بهش کمک میکنه و با رییس شرکت شریک میشن و شرکت دوباره فعّال میشه و تصمیم میگیره که به نیو یورک بره و اونجا زندگی کنه و اون که طاقت دوری ویویان رو نداره به خونه اش مبیره و ازش در خواست میکنه با اون ازدواج کنه و اونجا هم ویویان قبول میکنه و با ادوارد ازدواج میکنن و میرن.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;نتیجه ای که می توان از این فیلم گرفت اینه که وجود یک همسر در زندگی ممکنه خرج داشته باشه ولی تغییراتی که به وسیله ی همسر رخ میده ممکنه سر نوشت آدم رو تغیر بده نه اینکه بگم ویویان برای ادوارد خوب شد ها بلکه ادوارد هم برای ویویان تغییرات زیادی رو به وجد آورد که سرنوشت او را تغییر داد و اون شغل قبلش رو ترک کرد و تصمیم به ادامه ی تحصیل گرفت.....&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;نام بازیگران &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;در نقش:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=ltr style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: ltr; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;Richard Gerge : Edward lewis&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=ltr style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: ltr; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;Julia Roberts : Vivian Wards&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=ltr style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: ltr; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;Jason Alexander : Philip Stucky&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=ltr style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: ltr; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;Ralph Bellomy : James Morse&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=ltr style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: ltr; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 06 Aug 2008 16:48:57 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=30namagolkhane&amp;postid=20</comments>
<dc:creator>30namagolkhane</dc:creator>
<guid>http://30namagolkhane.blogfa.com/post-20.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>I am legend(من افسانه ام)</title>
<link>http://30namagolkhane.blogfa.com/post-19.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;فیلم سینمایی i am legend&quot; hspace=0 src=&quot;http://eur.i1.yimg.com/eur.yimg.com/ng/xp/yahoo_manual/20071024/11/3587290021.jpg&quot; border=2&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فیلمی که امروز مینویسم خیلی جالبه اسمه بازیگره نقش اوّلش ویل اسمیت هستش،داستان از این قراره که تو سال 2009 رو زمین ویروسی به وجود می آید که kvنام دارد و همه را به شکل موجوداتی در می آورد که شبیه زامبی ها هستند و این موجدات فقط در تاریکی زنده می مانند و نور خورشید آنها را میکشد،بنابراین آنها فقط در شب بیرون میان و در روز شهر نیویورک که فیلم نشونش میده خیلی آروم هستش .رابرت نویل که همون will smithهستش .برای درمان این بیماری تلاش های زیادی میکند و همدم او سگش سیمون می باشد.البته این بیماری 1% از آدمها رو نمیتونست ویروسی کنه چون اونا بدن هاشون در مقابل این ویروس مقاوم بود و ویل هم از اون عده اس اون هر روز پشت رادیوی نیویورک میرفت و صحبت می کرد تا شاید اگر کسی زنده اس بتونه پیداش کنه.همچنین او سگش رو از دست میده چون مجبور میشه با یکی از ا.ن ویروسی ها مبارزه کنه و سگش هم ویروسی میشه و خود ویل سگش رو خفه میکنه. در این بین دختری به نامک آنا و پسر بجه ای به نام اتان از همون رادیویی که گفتم ویل رو پیدا میکنند،آنا به ویل میگه که کمپا انسانهای سالم رو میشه پیدا کرد ولی باید سفر کنیم ولی ویل میگه که همه مردن و هیشکی زنده نیست،آنا میگه خدا من رو راهنمایی کرد که رادیو رو روشن کنم،حالا هم یه احساسی بهم میگه که انسان های سالم هنوز وجود دارد،ویل با عصبانیت براش توضیح میده که اگه خدا وجود داشت این بیماری رو از رو زمین ور میداشت،پس خدایی وجود ندارد.(نویسنده:تو سختی هاست که انسان به مقداره ایمانش پی میبرد) در این موقع متوجه میشن که این افراد که جستجوگران تاریکی نام داشتند خانه ی آنها رو پیدا میکنند و اونها هم برای امنیت بشتر به آزمایشگاه ویل در زیر زمین میرسند ولی بعد متوجه میشن که ویل آنتی ویروس رو کشف کرده و یکی از جستجوگران تاریکی که زیر دست او در آزمایشگاه بوده بهبود پیدا کرده،در این موقع تمام جستجوگرهای تاریکی در پشت در آزمایشگاه جمع میشن.ویل هر چی سعی میکنه که براشون توضیح بده که دارو رو پیدا کرده اونا نمیفهمن و قصد دارن که این سه را بخورند.دذ این موقع ویل دارو را به آنا و اتان میده و با نرنجک بین جستجوگرهای تاریکی میره و همه را با انجار از بین میبره،ویل 8 دقیقه بعد از کشف بزرگش مرد. آنا واتان هم کمپ انسانهای سالم رو پیدا میکنند و آنتی ویروس رو به اونا میدن تا همه را دوباره درمان کنند. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 04 Aug 2008 11:57:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=30namagolkhane&amp;postid=19</comments>
<dc:creator>30namagolkhane</dc:creator>
<guid>http://30namagolkhane.blogfa.com/post-19.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پا تو زمین نذار (فیلم جدید ایرج قادری )</title>
<link>http://30namagolkhane.blogfa.com/post-18.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;کار تازه ی ایرج قادری که «پاتو زمین نذار» نام&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;دارد که داستانش در بارهی مردی ثروتمند می باشد که در آسودگی تمام زندگی میکند ولی در طیّ فیلم اتّفاق های می افتد که همه چیز را به هم میریزد.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بازیگران این فیلم:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;شیلا خداداد،مهرانه مهین ترابی،مهدی سلوکی،میرطاهرمظلومی،سحر زنجانی،حشمت آرمیده،شهرام تیموریان،ایرج قادری&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT size=2&gt;این طور که من شنیدم قراره که این فیلم تا آخر تابتستون اکران بشه،من که خیلی دوست دارم این فیلم رو ببینم،امیدوارم قشنگ باشه و تو ذهن ها بمونه...&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 03 Aug 2008 20:54:47 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=30namagolkhane&amp;postid=18</comments>
<dc:creator>30namagolkhane</dc:creator>
<guid>http://30namagolkhane.blogfa.com/post-18.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>beta house</title>
<link>http://30namagolkhane.blogfa.com/post-17.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;فیلمی که امروز میخوام بگم &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;beta house&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; هستش!&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;کسانی که این فیلم رو دیدن الان دارن فکر میکنن که من چی میخوام بنویسم؟ من کلیت فیلم رو توضیح میدم.نمیشه که همه ی صحنه های فیلم رو تعریف کرد البته من میتونم بگما ولی مطمئن هستم که شما حوصله ی خوندش رو ندارید.خانه ی بتا خانه ای برای تفریح و رقصیدن دانشجو های&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;آنجا میباشد و هر شخص که بخواهد وارد این خانه شود باید پنجاه مرحله ای رو که رییس آنجا تعیین میکند انجام دهد این مراحل جذّاب و خنده دار که تموم میشد اون شخص وارد آن خانه میشد و به جورایی برادر اونها به حساب میومد،ولی در طرف مقابل خانه ی گیک هاست که مخالف خانه ی بتا هست و می خواهند که بتا رو از بین ببرند تا مشتریان خود را افزیش بدهند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بعد از کلّی در گیری و کشمکش رییس خانه ی گیک ها به رییس خانه ی بتا ها پیشنهاد میده که یک المپیک بین دو خانه برگزار بشه،هر کی باخت خانه اش رو به اون یکی تحویل میده و میره رییس بتاها هم قبول میکنه و المپیک برگزار میشه که طی این مراحل جالب و خنده دار بالاخره بتا ها می برن و خانه ی گیک ها رو برای خودشون میکنند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;حالا دیدی میشه نوشتش ؟؟؟؟؟؟؟؟؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;به خاطر اینکه عکس نگذاشتم شرمنده همه ی سایت هایی که عکس داشتن فیلتر بود اگه دارید بهم بدید.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 03 Aug 2008 14:57:57 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=30namagolkhane&amp;postid=17</comments>
<dc:creator>30namagolkhane</dc:creator>
<guid>http://30namagolkhane.blogfa.com/post-17.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>the cook(آشپز)</title>
<link>http://30namagolkhane.blogfa.com/post-16.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tf.org/images/covers/tf.org-Cook-The-free-2008.jpg&quot; border=3&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;فیلم سنمایی سر آشپز رو این دفعه میخوام بنویسم،اوّل تعریف میکنم که کلیّت داستان چیه؟بعد یه ذرّه هم خودم نقد و بررسیش میکنم که چرا چنین فیلمی ساخته شده؟&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;داستان از این قراره که تو یه خوابگاه دخترانه چند تا دختر زندگی میکنند که برای درست کردن غذا یه&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;آشپز رو میارن که براشون غذا درست کنه،آشپز هم که مجارستانی هستش و از انگلیسی هیچی سر در نمیاره و اصلا&quot; حرفهای اونها رو نمی فهمه در این بین آشپز مجارستانی از یکی از این دختر ها خوشش میآد و به زبان مجارستانی بهش میگه که دوسش داره ولی اون که نمیفهمه،بگذریم این آشپز هم برای اینکه غذا درست کنه یکی از این دختر ها رو میکشه تا با استفاده گوشت اون بتونه غذا درست کنه ولی دختر های دیگه اصلا&quot; متوجه نبودنش نمی شن و چون بر اثر استفاده از موا مخدّر یا مشروب کلا&quot; به چیزی فکر نمیکردند.اگر هم یاد دوستشون می افتادند.میگفتن که اون احتمالا&quot; رفته بیرون برای گردش و خوشگذرانی و اگر هم نیاد تعجبی نداره بالاخره بعد از چند روز پیداش می شه.به همین منوال چند شب پیش رفت و هر کدام از دختر ها که به زیر زمین که محل آشپز خانه بود می رفتند.طعمه ی آشپز می شد و گوشت اون رو بقیه ی دختر ها می خوردند.در این بین یه پسر هم برای یاد دادن ریاضی به یکی از دخترها اومد تو خونه که تقریبا&quot; دو سه روز هم موند.تا اینکه یک شب آشپز به اون دختر ی که بهش علاقه داشت به زبان مجارستانی گفت من میخوام تمام دوستات رو امشب بکشم.ولی دختره فکر میکنه که اون داره بهش یه جمله ی عاشقونه میگه و بهش میگه تو چقدر باحالی و از این جور حرفها دیگه.....&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;آشپز هم اونشب یکی یکی دختر ها رو از بین برد حتّی یکی از دخترها رو جلوی چشم یکی از دوستاش کشت،ولی چون اون از قرص روانگردان استفاده کرده بود فقط می خندید و متوجه موضوع نبود.آشپز اون پسره رو هم کشت.و بعد از اون یکی از دخترها که داستان رو فهمید قصد فرار از خونه رو داشت ولی نتونست چون همه ی در ها قفل بود اون دختر هم گرفت و با زنجیر بست و اون رو دار زد.و همه مردند به جز همونی که دوسش داشت.اون دختره که از خواب بیدار شده بود به سمت زیر زمین رفت و اون هم موضوع رو متوجه شد و متا سفانه آشپز اون رو هم کشت،و فردا صبحش که پلیس اومد متوجه شد که یکی از دختر ها زنده مونده و&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;اون رو به بیمارستان بردند تا خوب بشه و به اونا اطلاعات بده،ولی آشپز به صورت یه پرستار به داخل اتاق اومد و اون رو هم کشت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در اینجا فیلم تموم میشه که تیتراژ پایانی نشون میده که آشپز به یه خوابگاه پسرونه میره و میخواد اونجا ..............&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بررسی:من واقعا&quot; نمیدونم چرا این فیلم ساخته شده؟از نظر هنری براش نمره ی صفر در نظر میگیرم.این فیلم رو نوشتم تا بگم که همیشه نباید فیلم های خوب رو اینجا نوشت بالاخره فیلم بدرد نخور هم باید بنویسیم،چون روش زحمت کشیده شده.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ولی چه کنیم که بی معناست یا حداقل از نظر من این طوریه! یعنی چی یه نفر بیاد تو خونه همه رو بکشه اونم به این طرز!!!؟من طرز کشتن دختر ها رو توضیح ندادم چون خودم هم نگاه نکردم انقدر صحنه های وحشتناکی بود که نمیشد نگاه کرد.با چاقوی آشپز خونه و چرخ گوشت و .....&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;خوب برای چی باید چنین فیلمی ساخته بشه؟من هر چی فکر کردم به این نتیجه رسیدم که کارگردان یه قشر خاصی رو برای دیدن انتخاب کرده و میخواد چیزی بگه ،ولی من اصلا&quot; متوجه هدف و مقصود کارگردان نشدم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT size=2&gt;پیشنهاد میکنم این فیلم رو نبینید.&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;   &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 02 Aug 2008 12:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=30namagolkhane&amp;postid=16</comments>
<dc:creator>30namagolkhane</dc:creator>
<guid>http://30namagolkhane.blogfa.com/post-16.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
